نازنکن

دنیا همون یک لحظه بود وقتی که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

صبح دولت:

اگه شب بخوابم صبح بدون دردسر 3 میلیاردد داشتم چقدر به میشد!!!

مطمئنم که به کسی نمی گفتم که این پولها مال منه !!!

مطمئنم که اول بدهکاریمام رو میدادم!

مطمئنم که قسمت اعظم این پول رو تو ملک سرمایه گذاری می کرد

و با شاید 30 میلیونش کاسبی خودم را گسترشش میدادم

بعدش کارهایی که منفعت عمومی داشته باشه از سود این پول هام انجام میدادم تا این دو روز عمر بگذره بریم پیش خدا بگیم دمت گرم حال دادی ....

فکرشم شیرین بودخیال باطل

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٩ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ توسط عارف نظرات () |

چرا دیگه خبری از قدیمیا نیست

چه الکی دلتنگم برای گذشته

همیشه آرزو می کردم برم آینده حالا نشستم افسوس گذشته می خورم

امشب شمعی روشن می کنم و با پایان یافتن شمع همه افکار مشوش من به حالت ایده آل میرسه انشا االله

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۳٠ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ توسط عارف نظرات () |

همیشه دلم می خواست همه چیز رو بدونم

بدونم یه برگ چندتا دور می خوره تا بیاد پایین!!

بدونم الان کره ماه چه خبره!!

دم گوش رییسس جمهور چی گفتن!!

سوپر سر کوچه امون چرا مغازه اش رو تحویل می خوات بده!!

توی این دنیای اطلاعات هیچ اطلاعات بدرد بخوری پیدا نمیشه

چطور میشه دل تنگ من باز بشه

چرا خدا راهنماییم نمی کنه

خونه خاله کدوم وره!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱۸ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ توسط عارف نظرات () |

او اون بالا بود و من اون پپایین

یه نگاه بهم کرد و گفت سلام اسم منه

گفتم همیشه گفتم ... نگفتم؟

گفت گفتی باورم داشتی؟

گفتم داشتمممم .... نداشتم؟

گفت می خواستی داشته باشی.... نتونستی ... تونستی؟؟

سرم رو زیر انداختم چشمام پر از آب شرم شد ....

دستش رو آورد زیر چونم رو به بالا آروم فشار داد

گفت چطور گذشت ؟

بغضم ترکید

روی زانوهام نشستم

سرم رو توی دستام گرفتم

و میان هق هق و بغض و بیچارگیم گفتم

نا امید کننده ... نا امید کننده

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٦ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ توسط عارف نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٤ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط عارف نظرات () |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ
 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ