نازنکن

دنیا همون یک لحظه بود وقتی که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

او اون بالا بود و من اون پپایین

یه نگاه بهم کرد و گفت سلام اسم منه

گفتم همیشه گفتم ... نگفتم؟

گفت گفتی باورم داشتی؟

گفتم داشتمممم .... نداشتم؟

گفت می خواستی داشته باشی.... نتونستی ... تونستی؟؟

سرم رو زیر انداختم چشمام پر از آب شرم شد ....

دستش رو آورد زیر چونم رو به بالا آروم فشار داد

گفت چطور گذشت ؟

بغضم ترکید

روی زانوهام نشستم

سرم رو توی دستام گرفتم

و میان هق هق و بغض و بیچارگیم گفتم

نا امید کننده ... نا امید کننده

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٦ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ توسط عارف نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٤ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط عارف نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٤ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ توسط عارف نظرات () |

تصویری / عجایبی که فقط در ایران می توان دید

 

ادامه مطلبش رو ببین خیلی باحال بیده بوده!


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٤ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط عارف نظرات () |

این یکیش هست برو ادامه مطلب ...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٤ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ توسط عارف نظرات () |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ
 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ