سلام

منم ارواح خبيث قرن نوزدهم

که الان در قرن ۲۱ فقط رفتن توی فيلم ها!

منم برنج که زير آتيش پخته می شد

که الان فقط مزه اش را مادر بزرگم به ياد می آورد و آرزوش را می کند!

منم صدای بروس لی توی خشم اژدها...منم سيگار توی فيلم فقط به خاطر يک مشت دلار...اگه ماشين باشم مدلم مال ۱۹۶۶ هست !

وقتی وارد شهر می شدم همه نگاهم می کردند

رنگ سفيد و براقم چشم جماعتی را کور می کرد

هر روز توسط نوکر خانه شستشو می شدم

لاستيکم رنگ خاکی نديده بود!هنوز سينه ام آفتاب نديده!

ولی امروز

من هيچم

توی صف هستم

دير يا زود توسط دستگاه متلاشی می شوم

دنيا من را بالا برد و زمان من را به زمين زد!

زمان ياد من را هم دارد می گيرد

مرگ دوستانم را جدا کرده

من ناخواسته دارم تاريخ می شوم!

کاش جور ديگه ای زندگی می کردم

و تو جور ديگه ای زندگی کن ۰۰۰