به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاك بازان

 

tanhatarin man tanha nazar mano tanha safar nakon in delshekasteye az yad raftaro divonetar nakon

 

خرسه به يكي حمله ميكنه و ميگه: ويا وخوام وخورمت! طرف ميگه: اِ؟ ميه تونم لري؟ خرسه ميگه: ها، ما حيوونا همه لريم، وجز خر كه تركه!

 

به لره میگن: اگه ریيس جمهور بشی اولین کاری که میکنی چیه؟ میگه: اول از همه، دست خودم رو تو شرکت نفت بند میکنم

 

به ترکه میگن تو با چه ارزی از مملکت خارج میشی میگه با عرض معذرت

 

امروز روز کریسمسه ... پاپا نوئلم تو جوراب همه یه چیزی میزاره اگه تو پاپا نوئل بودی تو جوراب من چی میزاشتی ؟

 

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم

 

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد نه چون انسان كه بد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

 

توبه می کنم دیگر کسی را دوست نداشته باشم حتی به قیمت سنگ شدن توبه می کنم دیگر برای کسی اشک نریزم حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود چشمانم را می بندم توبه می کنم دیگرعاشق نشوم قلبم را دور می اندازم برای همیشه و به کویر تنهایی سلام می کنم...

 

امشب میخوام طی یه عملیات شهادت طلبانه . . . . . . . . . . فدات شم

 

تو مثل خورشيد هستي. مي دوني چرا؟ چون با همون نگا اولت مي شد فهميد که از پشت کوه اومدي..

 

وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن. براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو. ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه. حالا فهميدي چرا اب دريا شوره؟....

 

خيلي بي معرفتي ! خيلي بد جنسي ! خيلي نامردي ! خيلي بي مرامي ! آخه نا لوطي ! من از روي چي توز بايد بفهمم موتور خريدي؟

 

مي خواهم از دريچه ي چشمت گذر کنم     هر چند در نبرده کسي جان از اين سفر

 

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند**بر جای بد کاری چو من یکدم نکوکاری کند

 

ورد زبون همه اینه که صدای من* نفرتیه ولی واسه تو عزیز من سر آمد عاشقیه* می خوام بگم دوست دارم اما نگو برو بی خیال* تو هی میگی ولم بکن بی خیال این عشق محال* هر چی بگی برای تو همون می شم ای نازنین* میشم مث یه مرغکی تو دست تو بازم اسیر* تویی تمام زندگیم برات می میرم نازنین* توی تموم خاطره هام هر روز کنارت می شینم من* به یاد تو به یاد عشقم می شینم با کوله بار غم* تورو می شونم من هر روز کنارم* به خیال خودم میگم من تو رو دارم* ولی اینو می دونم نیستی تو پیشم میخوام به تو بگم من تو رو دارم

 

امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من* زیبا ترین جامه هایم را بپوشم من* با شوق بی حد باغچه هامونو صفا دادم* امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم* بعد از جداییها آن بی وفاییها فردا تو می آیی* بعد از گسستنها آن دل شکستنها فردا تو می آیی *از خونه ی ما نا امیدی ها سفر کرده گویا دعاهای من خسته اثر کرده* من لحظه ها را می شمارم تا رسد فردا* آن لحظه ی خوب در آغوشت کشیدنها

 

قرار است امشب دو ماهي بميرند که ديگر سراغي ز دريا نگيرند قرار است چشمان ما بسته گردند اگر چه پر از آرزوهاي پيرند و بوي جهنم که آيد از اين شهر و مردان اينجا چه نا سر به زيرند تمام فصولي که مي آيد امسال بدون شک از ابتدا سردسيرند بعيد است امسال دستان سردم بدون بهار شما جان بگيرند و يک سال ديگر گذشت و نفسهام از اين لحظه هاي پر از غصه سيرند شب سرد و بي انتهاي زمستان قدمها مردد ولي ناگزيرند دو خط موازي رسيدن ندارند دو خط موازي فقط هم مسيرند

 

آرزوهامو نگیر هر چی بخوای بهت می دم* تو دیگه نگو بمیر زندگیمو بهت می دم *چشمامو فقط بیا یه بار دیگه نگام بکن* تو دیگه نگو برو یه بار دیگه صدام بکن* این دلو آتیش نزن که این دلم جهنمه *اگه تو بری دلم توش پره غصه و غمه* آرزوهامو نگیر این دلو دیوونه نکن* این دلم اسیره و خراب و ویرونش نکن* چشمامونگیر دیگه زندگیمو بهت می دم* باشه هر چی تو بگی فدای اون ناز و ادات

 

نمی خوام بگم که قدر یه دنیا دوست دارم...........چون دنیا یه روزی تموم میشه.......نمی خوام بگم که مثل گلی..........چون گل هم یه روز پژمرده میشه............نمی خوام بگم که سیاهی چشامت مثل شب پر ستاره است..........چون شب هم تموم میشه..........نمی خوام بگم مثل آب پاک و زلالی..........چون آب همیشه پاک نمی مونه............نمی خوام بگم دوست دارم ...........چون که من اصلا دوست ندارم

 

 به ترکه ميگن شغلت چيه ؟ ميگه يه اطلاعاتي هيچوقت خودشو لو نميده

 

سال 2200 بچه از پدرش میپرسه : من چطوری به دنیا اومدم . میگه از اینترنت دانلودت کردم

 

اگه نصفه شب ديدي يه آدم کوتاه قد وچاق اومد تو اتاقت وانداختت تو يه کيسه چرمي و تورو برد اصلا نگران نشو چون ممکنه کسي تو رو از بابانوئل آرزو کرده باشهاگه نصفه شب ديدي يه آدم کوتاه قد وچاق اومد تو اتاقت وانداختت تو يه کيسه چرمي و تورو برد اصلا نگران نشو چون ممکنه کسي تو رو از بابانوئل آرزو کرده باشه

 

گاو نر افتاد دنبال گاو ماده . گاو ماده فرار کرد تا رسيد به بن بست بر گشت گفت:از جون من چي مي خواي؟ گاو نر گفت: مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاچ

 

اگه يه روز رفتي و ديگه برنگشتي به توقول نميدم که منتظرت بمونم . اما ازت مي خوام وقتي برگشتي يک شاخه گل روي قبرم بذاري همين الان از آسمون باهام تماس گرفتن گفتن که زيباترين و قشنگترين فرشتشونو گم کردن اما نترس عزيزم من لوت ندادم علی دایی اعلام کرد : من با لباس سفید اومدم با کفن هم میرم !!! اگه نصفه شب ديدي يه آدم کوتاه قد وچاق اومد تو اتاقت وانداختت تو يه کيسه چرمي و تورو برد اصلا نگران نشو چون ممکنه کسي تو رو از بابانوئل آرزو کرده با

 

شبی در شبترین شبها تو ماهم می شوی آیا تو تسلیم تماشای نگاهم می شوی آیا شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا ا گر بي روز و بي تقويم ماندم من به و صل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا براي دوستم داري گواهت بوده ا

 

براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا صبور و ساده اي اما ،عميق و ژرف،عشق من براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آیا تو شيرينتر از آن هستي كه شادابيت كم گردد و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا

 

من اینجا بس دلم تنگ است * وهر سازی که می بینم بد آهنگ است * بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم * ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است * بیا ای خسته خاطر دوست! ای مانند من دلکنده وغمگین من اینجا بس دلم تنگ است * بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی فرجام بگذاریم *

 

چيه دلم گرفتي واسه چي داري گريه مي کني *چيه دلم شکستي واسه کي داري گريه ميکني*چيه دلم غريبي چي ديدي داري گريه مي کني*مي گي گذاشته رفته اوني که مث نفس توبود*مي گي دلتو شکسته اوني که همه ي کس تو بود*مي گي ديدي اينم نمونده پاي همه ي حرفايي که زده بود*دل من مي دونم داري ديوونه مي شي اما باز بي خيالش*دل من مي دونم داري ويرونه مي شي اما باز بي خيالش

 

ما چون دو دريچه روبروي هم آنگاه ز هر بگو مگوي هم هر روز سلام و پرسش وخنده هر روز قرار روز آينده اكنون دل من شكسته وخسته اس زيرا يكي از دريچه ها بسته اس نه مهر فسون و نه ماه جادو كرد نفرين بر سفر كه هرچه كرد او كرد .

 تحقيقات بعمل امده تركها نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنن

 

هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چرا تو عشق نداري؟هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي... ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي... ولي بهم نگفتن اگه اسير يکي بشي دلت ميسوزه...بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتيش ميکشن...بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي...بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره...بهم نگفتن... نگفتن که تو پشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره...نگفتن تو ديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه

 

خدا درون تو اتفاق مي افتد وقتي بخشنده باشي وقتي گذشت کني وقتي عشق بورزي خدا درون تو اتفاق مي افتد

 

معلم اضيظم عذ اينكه به من خاندن و نوشطن عاموخطي حذار بار اضط ممنونم

 

يه بغل گل رز با يه دنيا احساس با يه سبدستاره ميدم ميدم بهت ببر سر 4 راه بفروش ... سودش نصف نصف باشه

Ba arze tasliyat baba noel heyne gozashtane kado dar joorabe ahmadinejad dargozasht

آنکه در تنهاترین تنهایی تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت کاش در تنهاترین تنهایی تنهاییش تنها کس تنهاییش تنهای تنهایش نذارد

میدونی قزوینیا چجوری افطار میدن؟ صندلی میزارن بعدش سفررو روی زمین پهن میکنن

زندگي رو جشن بگير ... ديروز رفته است, فردا شايد هرگز نيايد , تنها چيزي كه داری همين لحظه هاست

نجوم نخوندم , ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم... ********** فيزيک نخوندم , ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و وات و... نيست ********** زيست شناسي نخوندم , ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه ********** شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بيا

خورشيد باش كه اگه خواستي به كسي نتابي نتواني (زردشت)

مثبت انديشي يعني اينكه اگر يه گنجشك روي سرت مدفوع كرد، خوشحال باشي از اينكه گاوها پرواز نمي‌كنند!!!!!

آغاز سال 2007 ميلادي و ميلاد حضرت مسيح (ع) و تعطيلات كريسمس به شما و خانواده ي محترمتان هيچ ربطي نداره .. صبر كنيد تا عيد نوروز

زندگي اجبار است...مرگ انتظار است...عشق يک بار است...فکر تو تکرار است...جدائي دشوار است...کاش گناهي کنم که مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد

پشت بومتونه، ديش داره**حاجي که از مکّه مياد، ريش داره**شطرنج که بازي ميکني، کيش داره**اينقدرم چت مكني، آخر ماه فيش داره

خلوت بی تو معنا نداره* اینجا بدون نازنینم صفا نداره* صبورو پاکی قرمز قرمز* آبی دریا پیش توجلا نداره * طلای ناب روزگار تا تو میای میاد بهار* کویره سینم بی تو عشق ابری شو رو تنم ببار* بی تو نوایی ندارم سوز صدایی ندارم* بیا تا تو لحظه ی بغض سر روی شونت بذارم* من که کسی رو ندارم جز تو که یاورم بشه* تو این هیاهوی زمون امید آخرم بشه* همه تنم شوق توو شور نگاه تو داره* نپرس چرا خیسه چشام دست خودم نیست می باره*

تا حالا فکرشو کردی چه خوب می شه که برگردی می خشکه آب دریاها خراب می شه همه راها میریزن سنگا از کوها بوی غم میده شب بوها قیامت می شه ما با هم نباشیم نمی چرخه فلک از هم جدا شیم دیگه روزی نمی مونه که شب شه دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه نمی بینم دیگه قشنگییا رو سیاه می بینه چشمام رنگیها رو به چشم من

رو درو دیوار این شهر همش از تو یادگاره *توی این کوچه ی تازیک منو تنها نمی ذاره*یاد حرفای قشنگت که تو قلبم لونه می کرد* یاد دلتنگیه چشمات که منو بهونه میکرد* می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم* آخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم *دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم* کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنهاترینم توی این بازی که ساختی من همه هستیمو باختم* زیر پات گذاشتی آخر عشقی که من از تو ساختم* اگه تو دوسم نداشتی از دلم خبر نداشتی* دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذ

دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذاشتی* می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم* آخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم* دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم* کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنهاترینم* می شینم منتظر اینجا تا تو برگردی دوباره* تا بشینی پای حرفام بریم تا ماهو ستاره* میدونم میای یه روزی یه روزی که خیلی دیره* یه روزی دل شکستم سر این کوچه می میره*میزنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم...

شب سردي است و من افسرده راه دوري است و پايي خسته تيرگي هست و چراغي مرده مي كنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من آدمها سايه اي از سر ديوار گذشت غمي افزود مرا بر غم ها فكر تاريكي و اين ويراني بي خبر آمد تا به دل من قصه ها ساز كند پنهاني نيست رنگي كه بگويد با من اندكي صبر سحر نزديك است هر دم اين بانگ برآرم از دل واي اين شب چه قدر تاريك است خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟ قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟ صخره اي كو كه بدان آويزم ؟ مثل اين است كه شب نمناك است ديگران را هم غم هست به دل غم من ليك غمي غمناك است