سلام

آفتاب هستی بخش من

ای ماه...ای ستاره

امشب تنهايم

من امشب هم

 مثل شبهای قبلی

 مثل بی تو بودن

مثل دل شکسته ام

آری باز تنهايم!

تنهای تنها 

ای رودخانه ی مرگ..... مرا در خود فرو کش

 ای چرخ و فلک تا کی دوری از عشقم را برايم رقم زدی

اگر تيشه فرهاد را در اين بيابان پيدا کنم آن را بر سرم خواهم زد تا خون من هم کنار خون فرهاد روی زمين بريزد

شايد اسمم هرگز مثل فرهاد و مثل مجنون به سر زبانها نيافتد

ولی قلبم چيزی کمتر از اونها نداره

بدون شرايط عاشق می شوم

با شرايط در گير می شوم

و اين شرايط است که باز پيروز می شود

پس باز خواهم گفت

ای رودخانه وحشی مرگ مرا در خود فرو کش!