در زیر سایه درخت کهنسالی نشستم و به انتهای جاده خیره شدم نمی دانم جرا همیشه نگاه کردن به انتهای جاده را دوست دارم شاید منتظر کسی هستم شاید هم فکر رفتن از اینجا من را به انتهای جاده علاقه مند کرده ... کاش هیچگاه به وسعت آسمان پی نمی بردم اون وقت با اشتیاق و امید بیشتری در زمین دنبالت می گشتم ... آخ ای زمین  مرا در خود فرو کش ای آسمان بر من فرود آی ... خودم را دیوانه وار به دریا می زنم شاید آب دریا آتش دلم را خاموش کند ولی دریا مرا در ساحل می گذارد و خود را درگیر عشق نمی کند!

 

بی تو هرگز