Z  بسم Z

سلام بر تمام آنهايي كه خوبي را سرنوشت خود كرده اند و يا دوست دارند كه اين كار را بكنند،ديشب اين مطالب را نوشتم ،نوشتم كه (( همه روزم در تكاپو پودر شد و در شب اين من هستم و حسرت نماز مغربي كه سر وقت خوانده نشد تا در دل احساس شادي كنم كه شايد اعمالم موجب رضايت محبوبم را فراهم كرده باشد.

و حالا آيه اي از نور به من مي گويد آنان كه سوداگري از ياد خدا غافلشان نكندبهترند در نظر افريدگارشان و من كه همه روز تلاش كردم براي اينكه دنيا را بدست بياورم باشد كه در پرتو آن آخرت نصيبم شود ولي افسوس و ديگر سكوت مي كنم تا بلكه روزي ديگر را بهتر شروع كنم))

پنجم دبستان كه بودم موقع نماز خواندن آنقدر اشك مي ريختم كه بعد از نماز رمقي برايم نمي ماند يكي از آشنايان كه ظاهرا دلش براي من سوخته بود !،به من گفت موقع نماز اگه گريه كني نمازت قبول نيست!

از آن روز ديگر در نماز گريه نكردم ولي بغضي چنان گلويم را مي فشرد و چنان دلتنگ خدا و خانه مي شدم كه...

  آسمان به جاي من گريه مي كرد

 الان كه سرگرم شده ام و آلوده دنيا، دلم براي معصوميت از دست رفته ام تنگ شده ، اميدوارانه دنبال معصوميتم مي گردم باشد كه آزادي را بار ديگر بدست بياورم...

 دوستتون دارم Z