سلام غم هام ناک اوت شدند

من امدم با يه دنيا شادی

سعی می کنم عشقولانه ها را بزارم

بابا زندگيمون شده انتخابات از دست اين انتخابات اينجوری شدمولی بدم نیست همين طبقه زيری شرکت ما اومده کلی کارگر گرفته دارند برای يه بابايی تبليغ می کنند خوب اين وسط کلی از پول اين پول دارها مياد توی جيب اين بدبختهاولی اين تلويزيون دست بردار نيست

فکر کنم با خودش می گه هر چی بيشتر تبليغ کنم مردم بيشتر خ....ر می شند(بنانسبت شما ها)

اصلا بی خيال بابام می گه پسر نه من نون سياست و دين خوردم نه پدرم نه هيچ کدام از اجدادت پس تو هم ساکت شو و از اين حرف ها نزن

منم می گم چشم

دستام پر از زخم شدهمامانم می گه اينها چوب خوری مرد شدن هستمرد شدن چقدر سخته....

ولی راست می گه نشونه مردی اينه که زن داشته باشیزنم پول می خوات

يکی از فاميلامون می گفت اين روزها زن خيلی گرون شدهولی دوست دختر همين طور توی خيابون ريخته

نمی دانم چرا هميشه از دوست دختر بدم مياد

حتی يه بار هم تجربه نکردم

آخه من ازدواج را نه عشق می دانم نه چيزه ديگه من ازدواج را يک پيمان دو طرفه می دانم......يه تعهد.........ولی خوب اون دختری که توی ذهنم هست فکر کنم بايد اون دنيا پيداش کنم...چون طی پيغام های رسيده نسلشون منقرض شده

مگه من چطور دختری می خواهم..........خوب ياری می خوام که يار باشه ...عاشقه روزگار باشه...نه عاشقای امروزی ليلی روزگار باشه قدر دلم را بدونهههههههههههههههه..هميشه با من بموووووووووووووووووونه

زيبا نبود .......نبود.......ولی با حجاب باشه!.......آشپزی بلد نبود.......نبود.......ولی از خانواده بتونه محافظت کنه........همه کار های خونه را نکرد .......نکرد....... ولی آبرو دار باشه..........و...

به قول مريم حيدر زاده اگه بخوام بگم ميشه ۱۰۰ تا کتاب

بگذريم

ووووووووای ساعت را نگاه کلی از کار هام مونده می بينمتون