درد ما را نیست درمان الغیاث!

او اون بالا بود و من اون پپایین

یه نگاه بهم کرد و گفت سلام اسم منه

گفتم همیشه گفتم ... نگفتم؟

گفت گفتی باورم داشتی؟

گفتم داشتمممم .... نداشتم؟

گفت می خواستی داشته باشی.... نتونستی ... تونستی؟؟

سرم رو زیر انداختم چشمام پر از آب شرم شد ....

دستش رو آورد زیر چونم رو به بالا آروم فشار داد

گفت چطور گذشت ؟

بغضم ترکید

روی زانوهام نشستم

سرم رو توی دستام گرفتم

و میان هق هق و بغض و بیچارگیم گفتم

نا امید کننده ... نا امید کننده

/ 4 نظر / 13 بازدید
مائده

کاش هیچ وقت اشکامون از روی شرم نباشه هیچ وقت از روی ناامیدی روی زانوهامون خم نشیم و ...کاش ایمان داشته باشیم به دوست داشتن و اونو با هوس بازیامون زیر سوال نبریم

بی معرفتاش سلاااااااااااام هنوزم همونقد شری [نیشخند] چیه با تعجب نگاه می کنی علی برادر جان زیاد مغزتو در گیر نکن [نیشخند] هر وقت این مرامت و خرج کردی یادت میاد این دوست گرامی کیه [نیشخند] فقط اومدم سر بزنم خوب رفتم تو وبلاگم بس که کامنتات و که ایام جوونیت گذاشته بودی گفتم یه سری بهت بزنم . [نیشخند]

باز بی معرفتاش سلام عیدت مبارک اقای علی [نیشخند] همچین زیادم خندون نیستم بخدا خوب منو می شناسی / به به خدارو شکر سربه راه شدی [هورا] اینقدر خوشم میاد اینجوری متفکر میشی اقا علی [زبان] فقط یادت بمونه این بنده حقیر افتخار داد اومد پیشت ولی تو یه سرم نزدی هر وقت یادت اومد به قول خودت گوسفند پخ پخ می کنم برات . [نیشخند]