کرم و آتش 1

مطلبم را نوشتم

 

امیدوارم کرم داستانم را درک کنید

 

***قسمت اول***

 

یکی بود و یکی نبود

توی یه زمانی نه خیلی دور نه خیلی نزدیک

کرمی بود که از وقتی چشم به دنیا باز کرد

همیشه شادی خوشی دیده بود

به اندازه همه برگ ها عالم برای اون غذا بود

کرم قصه ما هر روز می خورد و می خوابید

دوستانی هم داشت

که اونها هم مثل خودش بودند

 

می در کف و یار در بر و معشوق به کام است

سلطان جهانم به چنین روز غلام است

(حافظ)

 

زندگی بدون غم و اندوه

اولش گر چه جالبه اما دوامی نداره

تفاوتش مثل ریشه ای که تو آب باشه و یا توی صخره ای سنگی

 

سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن

ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی

(حافظ)

 

تا اینکه یک روز طوفان شد

هوا دگرگون شد

کرم ما به خودش لرزید

باران باشدت میومد

درختی که کرم ما روش بود به شدت شروع به لرزیدن کرد

و داشت از جا کنده می شد

کرم قصه ما خیلی ترسیده بود

که ناگهان اتفاق عجیبی افتاد

رعدی از آسمان بر درخت خورد و درخت نصف شد و آتش گرفت

کرم از درخت پرت شد و به شدت به زمین خورد

 

ادامه دارد

با من غریبگی نکن !

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی ذوالقدر

کامل خوندم.منتظرم تا آخرش بعدش می گم که قشنگه یا نه[چشمک]

بیژن

درودبرگرامی همدل. تارنگارم را به روز کردم. اگر دوست داشتی به تارنگارم بیا و نونوشتارم را بخوان. شادوپیروزباشی. بدرود.

المیرا

سلام ... داستان جالبیه با نظر ابجیم موافقم .راستی اینم بگم قصه من هنوز تموم نشده شاید سعی می کنم افکارم منفی نشه ... [گل][خداحافظ]

المیرا

هيچوقت مغرور نشو ... برگا وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن ... آنكس كه اعتماد مي كند خيانت مي بيند و آنكس كه اعتماد نمي كند خود خيانتكار است. آدما مثل كتابن ... از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت.... [گل][گل][گل][گل][گل]

ملیسا

سلام عزیزم ممنون که بهم سر زدی آپ خوشملی بود ببخشید که دیر اومدم شرمنده بای

Ice boy

باید مابقیش هم بخونم آخه اینطوری برای من درک کردنش کمی .... ! [سوال]

المیرا

سلام هرجور دوست داری بردارخوبم ... باخدا باش پادشاهی کن ب یخدا باش هرچه خواهی کن [گل][خداحافظ]

الهه مهردل

چهار روش برای اتلاف وقت وجود دارد: کار‌نکردن، کم کار‌کردن، بد کار‌کردن و کار بيهوده‌ کردن. «آبه‌دولا‌روش»[گل] وبلاگت عاليه .حرف نداره.[دست]