سفر به مرز ممنوعه ، سرزمین روسپیان رو سپید

 

 

 

 

شب های پوکت Phuket Nights

 

شب هنگام برای شام از هتل میلنیوم پوکت بیرون زدیم.

با خود می پنداشتم کاش می توانستیم یک روز بیش تر در پوکت بمانیم و افزون بر گردش جزایر Phi Phi - Maya Bay, Koh Khai ( شامل Loh Samah Bay, Maya Bay, Phi Phi Don, Hin Klang, Khai Nai island, Camel Rock,Monkey Beach, Viking Cave ) به بازدید از جزایر James Bond & Naka Island ( شامل Phang Nga Bay, Thum Talu, Khao Ping Gunو ... ) هم برویم. هر چند این دومی به جای phuket speedboat با کشتی های با شتاب آرام تر برگزار می شود.

جلوه هایی از این گردش را می توان در www.phuketventure.net یافت.

ای کاش می شد دو هفته ای در پوکت ماند و به Relaxation پرداخت !

در خیابان های پوکت گام می زدیم. راهنمای تورمان پافشاری نموده بود که از مراسم سنتی Fantasy of a Kingdom بازدید کنیم؛ اما من چندان از تصاویر بروشور آن ، که به سیرک می مانست ، خوشم نیامده بود. ترجیح دادیم به گردش در جزیره ی زیبا و استراحت بپردازیم.

فانتازی پوکت phuket fantasea

 

نماهایی از این مراسم را می توان در www.phuket-fantasea.com سراغ گرفت.

هنگام گردش ، ناگهان خود را میان خیابانی دیدیم که در روز گذری آبرومند بود ، اما شب ها با چهار توک توک ( تاکسی های سه چرخه ی روباز موتورسیکلتی ) بر فراز و فرود خیابان و کنترل نیروی انتظامی پوکت بسته می شد تا از پی حضور گسترده ی روسپیان همیشه در صحنه ، نام Walking Street به خود گیرد و گردش گران بدان یورش برند !

برای گذر از این روسپی کده ی خیابانی ، به گام های خود شتاب بخشیدیم.

اروپاییان به ظاهر متمدن - به ویژه آلمانی ها و روس های سراپا مست و از خود بی خود - با روسپیان عکس می انداختند و از مرد و زن قهقهه سر می دادند. ترنس سکسوال های جراحی نموده که در میان گردش گران ، به « لیدی بوی ( Lady Boy ) » شهرت یافته بودند ، در این همهمه کوشا بودند. آنان با سخت کوشی و پافشاری فراوانی ، گردش گران خارجی را به برنامه های شوی نمایشی استریپ تیزشان فرا می خواندند.

ناگهان چشمم به پسرک زردنبو و مریض احوالی افتاد که گوشواره به گوش داشت و موهایش را به رنگ نارنجی جیغی بخشیده بود. پسرک با انگشت شستی که به شیوه ای معنادار میان دیگر انگشتان مشت کرده تکان می داد ، آمادگی اش برای خودفروشی را اعلام می نمود. دچار سرگیجه و حالت تهوع شده بودم. حیف از آن پیتزای خوشمزه ای که پیش از گردش خورده بودیم !! شتابان آن به ظاهر عشرت کده را ترک نمودیم و به هتل بازگشتیم. من خوابم نبرد. تلویزیون را روشن کردم و فیلمی اکشن را از میانه تا انتها دیدم.

شب از نیمه گذشته بود؛ رده ی اتاق را کنار زدم؛ مهتاب درخشان و گیرایی بود. دل به نور سیمگون مهتاب - این دلبند همیشگی سال های زندگی ام - سپردم؛ کمی آرام شدم.

 

 

اندوه بر سینه ام نشسته بود. در تایلند دچار نگرانی ژرفی شده بودم. به باورم خطر تایلندیزه شدن میهن مان هرگز کمتر از ریسک اندلسیزه شدن آن نبود !!!

آنان که چند سالی ست شب و روز ، همبسته و پیوسته ، به راهبردگزینی برای پیشگیری از اندلس ( اسپانیا ) شدن ایران اسلامی می اندیشند ، آیا به چاره اندیشی برای تایلند نشدن مان هم پرداخته اند ؟!؟

برای آرامش بیش تر به حمام رفتم و دوش گرفتم. سرم گیج می رفت: پروردگارا ، در پی پایان یافتن صادرات نفت در آغاز دهه ی ۱۳۹۰ ، در آستانه ی سده ی پانزدهم خورشیدی ، میهن من این گونه درآمد زایی خواهد نمود ؟!؟ به یاد زنان و دخترکان خودفروش هم میهنم در کشورهای عربی حاشیه ی خلیج پارس ، ترکیه و .... افتادم. نخستین بار خودفروشی هم میهنم را از سوی یک زن و شوهر جوان ایرانی ، طی سفر نخستم به ترکیه در سال ۱۳۶۵ خورشیدی در آنکارا دیده بودم.

دوش آب گرم هم چون همیشه آرامم کرد. به یاد مرجان - نیمه ی جدا افتاده - افتادم.

برای اطمینان و آرامش بیش تر ، یک چهارم از قرص کلونازپام یک میلی گرمی را که از سر دوراندیشی و احتیاط با خود برای چنین هنگامه هایی به تایلند برده بودم ، خوردم و خوابیدم. بامدادان بر آن بودیم که به گردش یک روزه یANDA ADVENTURE برویم.  

 منبع :http://1sharmgah.blogfa.com/post-250.aspx

/ 1 نظر / 202 بازدید
حریم یار

امام رضا(علیه السلام) به میهمانی مردم توس آمد تا... قلب خراسان و ایران را از عشق به ولایت اهل بیت(علیه السلام) پرکند و این سرزمین را پایتخت دلهای شیعیان جهان سازد هرچند که... انگورهای مسموم توس رسم میهمان نوازی را شکستندو توس شد: "مشهد الرضا"!