کرم و آتش 2

کمی صبر کنید

با خوندن این قسمت کم کم داستان دستتون میاد

بازم می گم صبر قشنگه

 

*** قسمت دوم ***

 

چشماش تاریک بود و به سختی بازشون کرد

و در مقابلش صحنه ای باور نکردنی دید

درختی که آتش گرفت

 

کرم قصه ما برای اولین بار آتش را دید

 

نگاه اولت در من اثر کرد

نگاه دومت دیوانه ام کرد

 

آتش به چشم او چیزه دیگه ای بود

ظاهر طلاییش شکوه باور نکردنیش حرارت بی نهایتش سرکشی مهار نشدنی

 

بله کرم تا بیاد خودش را جمع کنه کار از کار گذشت و عاشق شد!

 

عاشق آتش !

 

گر چه می گفت که زارت بکشم میدیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

(حافظ)

کرم کشان کشان به طرف آتش می رفت

باران شدیدتر شد و طوفان بیشتر

فقط می خواست به آتش برسه

همین

دوستاش که یه سر پناهی پیدا کرده بودند وقتی دیدند که او داره می ره طرف آتش سعی کردند بگیرنش

 دیوونه شده بود!

 به زور گرفتن و بردنش عقب...

باران شدیدتر می شد و آتش کم کم داشت خاموش می شد

کرم می خواست کاری کنه

اما نگذاشتن

همیشه کسایی هستند که برای اینکه بهت کمک کنن نابودت می کنند

دونه های بارون انگار داشتن آتش را خفه می کردند

.

.

.

آتش خاموش شد

 

تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین

کس واقف ما نیست که از دیده چها رفت

(حافظ)

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ادامه دارد ...

اندکی صبر سحر نزدیک هست...

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی کرمی

وبلاگ خیلی خوبی داری در صورت تمایل به تبادل لینک منو خبر کن.

فرشته

سلام بابا تو که گلستان و بوستان سعدی نوشتی ولی جالبه تشبیه زیبایی کردی عاشق آتش [دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

فرشته

[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

المیرا

سلام تا اینجاش قشنگ بود افرین [دست][دست][دست][دست][دست][دست][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

دندون درد

بالاخره ما نفهمیدیم کرمه کی بود ؟؟؟؟؟؟[نیشخند]

دندون درد

تورو خدا این قالب وبلاگتو عوض کن بابا آدم یاد ایویل و جیغ و قبر و کنستانتین و خون آشام و بقیه برو بچز وحشتناک می افته

هلیا

نمی دونم من و یادت هست یا نه؟! قبلا به وبم می اومدی و منم به وب سابقت سر میزدم! تو پسر شیرازی بودی و من دختر دریا! دختری که حالا توی دریاش غرق شده!

الهه مهردل

درود بر شما. بازهم می گم کار های ارزشمند تان جای گفتن ندارد که بسیار خوب و باارزشند. آفرین بر شما و این کارهای بسیار ارزشمند تان. ...چشم براه تان بوده و هستم. پس ، تادیداری دیگه..