دو تنها

نوشت از بی کسی خستم عزيزم

نوشت بی پا و بی دستم عزيزم

 

منم از روی هم دردی نوشتم

می خواستم شرح دهم من سرنوشتم

 

نوشتم چو گل تنهام تو گلدون

نوشتم من غريبم تو بيابون

 

منم تنها تويی تنها دو تنها

چرا با هم نباشيم توی دنيا

 

چرا با هم نخونيم عشق و حسرت

چرا با هم نمونيم توی غربت

 

چرا ابری نشه با هم چشامون

چرا بی کس بمونن ما دلامون

 

بيا با من بمون ای حسرت جان

بيا با من بخون از عشق و درمان

love%2520(543).jpg

*سلام اين شعر را امروز صبح گفتم ۱۰ دقيقه طول کشيد تا بگمش

راستی شايد يه چند روزی نباشم شما که من را فراموش نمی کنيد

ناز نکن بگو به يادم می مونی!؟ 

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يه عاشق

سلام دوست عزيز شعر قشنگی بود....... مرسی......... عاشقانه ها یه عاشق به روز شد منتظر ترنم دلنشینتان در محفل بی ریا عاشقانه ها هستم... شاد باشی عزیز و به دور از هر گونه غمی(الهی امین) یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم.... غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی ندادم...

آنا

چرا می ترسی ؟ من نماد عشقی هستم که یک انسان کور با چشمان بسته می بیند . من عزرائیلم ... سلام . با داستان جديد آپ هستم . منتظرم آنا پيمان هم تو وبلاگمون متن گذاشته يه سری بهش بزنيد . مرسی که با حضورتون دلگرمم ميکنيد.

حديث

سلام دادشی خوش به حالت تو بزرگ شدی من هنوز کوچولو موندم شعرتم خيلی قشنگ بود تازه لينکتم کردم

مسافر کوير

سلام...خيلی دلنشينه... اين همه عشقای کوتاه و اين تحمل های طولانی.. يا علی

آنا

ساعت 3:40 صبح روز بعد -یا پیمان یا هیچ کس یک ماه بعد -مستانه ! دختر چیکار میکنی ؟ پدرت گوشه بیمارستانه ، وای مامان رو ببین .. مامان......... سلام . هر بار که حضور گرمت روشنائی بخش صفحه زندگیم است به این می اندیشم که با بهتر نوشتن دوستانم را برای خود نگه دارم ... من آپ هستم و منتظر یه خبر دیگه از تو .قربانت آنا

shideh

سلام خوبی؟ غيبتت داره طولانی می شه هااااااااااا.آپ کن ديگه.

sahar

salam baba sher baba honarman baba shaer ghashang bood

حديثه

داداشی خيلی خيلی دير آپ ميکنی به منم که سر نميزنی علکی معادله بی مجهول ميگی اگر آپ نکنی گريه ميکنما تازه باهات قهرم ميکنمنه شوخی کردم ناراحت نشو

آنا

مرسی که به من سر زديد . پسری که شما ميگيد رو من عينا ديدم و ميناسمش . اما هست و من نميدونم تو اين فاميل حق با کيه . بام به من سر بزن . قربانت آنا

حديثه

دادشی امروز که برات نظر دادم پايين شعرتو نخوندم اين دفعه مي بخشمت دفعه بعد تکرار نشه در ضمن قول بده ديگه غصه نخوری منم شعر ميگم يکی از شعرام تو آرشيو شيده است دوست داشتی برو بخون